page contents
مقاله و پایان‌نامه‌نویسی

همداستان با خرید پایان‌نامه

این نوشته دلنوشته‌ای درباره خرید پایان‌نامه است. اینکه آیا با این داستان همداستان شویم یا خیر؟

این نوشته دلنوشته‌ای درباره خرید پایان‌نامه است. اینکه آیا با این داستان همداستان شویم یا خیر؟

گاهی اوقات با خودم فکر می‌کنم آیا ممکن است روزی یکی از فرزندانم را به کسی واگذار کنم که برایم بزرگ کند و پرورش دهد؟ این داستان با داستان کسی که از سر مهر فرزندش را به خانواده‌ای می‌دهد تا بپروراند و آرزوی چندین ساله‌شان را برآورده کند همداستان نیست. با چیز دیگری همداستان است که می‌گویم.

هر روز از طریق پیج یا کانالم با این سوال تکراری مواجه می‌شوم:

شما برایم مقاله یا پایان‌نامه می‌نویسید؟

آری این سوال هر روز روی سرم آوار می‌شود و نمی‌دانم تا کی ادامه خواهد داشت. پیشتر از این می‌گفتم:

«خیر ما این کار را انجام نمی‌دهیم چون اخلاقی نیست.»

حالا مدت‌هاست که رویکردم را تغییر داده‌ام. دلم می‌خواهد انگیزه‌های افراد مختلف را برای این کار بدانم. ببینم چرا این سوال را مطرح می‌کنند. لذا از آنها می‌پرسم:

چرا خودتان مقاله یا پایان‌نامه را نمی‌نویسید؟

پاسخ‌هایی که تاکنون دریافت کرده‌ام بسیار جالب است که در ادامه فهرست‌وار ذکر می‌کنم:

وبینارهای دارای کد تخفیف ajilpajoohesh از ایسمینار وبینارهای دارای کد تخفیف ajilpajoohesh از ایسمینار
  • من آدم پر مشغله‌ای هستم و فرصت این کار را ندارم؛
  • من پژوهش کردن بلد نیستم؛
  • من به مقاله و پایان‌نامه نوشتن علاقه ندارم؛
  • مقاله و پایان‌نامه نوشتن کلا  کار عبثی است حتی اگر بهترین را بنویسم در نهایت گوشه کتابخانه‌ها خاک می‌خورد؛
  • استادم به من هیچ کمکی نمی‌کند چاره دیگری ندارم؛
  • مدیست به خاطر مشکلاتی که دارم آرامشم بهم خورده و دارو مصرف می‌کنم نمی‌خواهم در معرض استرسی تازه باشم.

حالا می‌بینم پاسخ صریح من، خیر ما این کار را انجام نمی‌دهیم، چقدر ساده‌انگارانه بود. لذا تصمیم گرفتم که با هرکسی به هر دلیل یا بهانه‌ای همدلی کنم. به خاطر داشته باشیم که همدل شدن با همداستان شدن فرق دارد.

من آدم پرمشغله‌ای هستم و فرصت پایان‌نامه نوشتن ندارم

در مقابل این پاسخ، ذهنم به سالی می‌رود که شخص پذیرفته که داننشجوی تحصیلات تکمیلی باشد. مقطع ارشد یا مقطع دکتری. به هر حال هرکدام به نوبه خود زمانی را می‌طلبد. پس از او می‌پرسم:

«زمانی که تصمیم گرفتی در مقطع ارشد/دکتری تحصیل کنی وقت آزاد داشتی و حالا دچار مشکل شده‌ای؟»

اینجا دو نوع پاسخ دریافت می‌کنم:

پاسخ نوع اول

«خیر من همیشه مشغله زیادی داشتم. از گذشته شاغل بودم، مشغله‌های خانوادگی داشتم و مسائلی از این دست. تحصیل را انتخاب کردم چون به مدرکش نیاز داشتم.»

پاسخ نوع دوم

«بله زمانی که شروع کردم وقتم آزاد بود پر از رویای موفقیت و انجام کار اما پس از مدتی مسائلی رخ داد که شرایطم تغییر کرد. الان هم با عذاب وجدان گفتم که پایان‌نامه را کسی برایم بنویسد.»

خرید پایان نامه برای افراد پر مشغله

من پژوهش کردن بلد نیستم

این دسته بسیار جالب هستند. در گام نخست می‌دانند که پژوهشگری نمی‌دانند اما نمی‌دانند که چگونه حل مسئله کنند. به عبارتی فرد می‌داند که باید پژوهیدن بلد باشد اما بلد نیست. ولی در گام بعد که انتخاب راه‌حل است دچار مشکل شده است. اما چرا به  راه حل خرید پایان‌نامه رسیده است؟ پس می‌پرسم:

چرا فکر می‌کنید راه حل «پژوهش بلد نبودن» این است که پایان‌نامه بخرید؟

پاسخ‌هایی که دریافت می‌کنم بسیار شگفت‌انگیزند:

  • یادگرفتن سخت است من یاد نمی‌گیرم.
  • یادگرفتن زمان‌بر است من وقت ندارم.
  • من به پژوهش نیاز ندارم چرا باید وقتم را هدر بدهم؟
  • کسی را نمی‌شناسم که به من یاد بدهد.

من به مقاله و پایان‌نامه نوشتن علاقه ندارم

دسته‌ای که به مقاله و پایان‌نامه نوشتن علاقه ندارند معمولا گنگ صحبت می‌کنند. مشخص نیست که آیا واقعا با شناخت، علاقه ندارند یا بدون هیچ شناختی بی‌علاقه هستند؟

بیشتر اوقات پس از مدتی گفت‌وگو لاجرم به دسته بعدی منتقل می‌شوند که این کار را عبث و بیهوده می‌دانند.

مقاله و پایان‌نامه نوشتن کلا  کار عبثی است

دلایلی که این دسته مطرح می‌کنند بسیار تامل‌برانگیز است که به دردهای عمیقی اشاره دارد. نکات چالشی که در ادامه به طور خلاصه ذکر می‌کنم:

  • مگر پژوهش یعنی مقاله و پایان‌نامه؟
  • اگر بهترین پایان‌نامه هم بنویسیم آخرش چه می‌شود؟
  • پایان‌نامه مقطع قبلی من در کتابخانه خاک می‌خورد و هیچ‌کس اجازه استفاده ندارد.

این سه سوال همیشه ذهنم را بیشتر از هر دسته دیگری مشغول می‌کند.

آیا واقعا پژوهش یعنی مقاله و پایان‌نامه؟ مگر نه اینکه مقاله و پایان‌نامه یکی از خروجی‌های پژوهش است؟ کسانی که به بهانه یا دلیل آنکه مقاله و پایان‌نامه نوشتن با پژوهش فرق دارد در یک گروه قرار می‌گیرند از دید من به دو دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول کسانی که این موضوع را دست‌اویز کرده‌اند

دسته دوم کسانی که به رسالت و ارتباط مقاله و پایان‌نامه با پژوهش واقف نیستند

کسانی که به عایت و نتیجه می‌اندیشند ما را در مقابل سیاست‌گذاری‌ها و قوانین قرار می‌دهند. در اینکه باور داریم هر پایان‌نامه و مقاله قوی و تاثیرگذاری حاصل پژوهشی قدرتمند است شکی نیست اما ایا این کودک متولد شده از یک پژوهش کاربردی باید بدون استفاده، بدون پیاده‌سازی و بدون اجرا رها شود؟ چرا پژوهشی که می‌تواند مسئله‌ای را از جامعه یا صنعت حل کند به همان سرنوشتی دچار می‌شود که دیگر پایان‌نامه‌ها؟

استادم به من هیچ کمکی نمی‌کند چاره دیگری ندارم

این پاسخ بچه‌ها مرا به یاد یکی از جملات اروین یالوم می‌اندازد. در چه کتابی خوانده‌ام دقیق یادم نیست (شاید درمان اگزیستانسیال) اما مضمونش این است که:

گیرم در برهه‌ای از زمان کسانی مقصر باشند. می‌پذیریم که دیگران مقصر بودند اما در این لحظه و در شرایط کنونی خودمان مسئولیم. ما باید مسئولیت خود را برعهده بگیریم.

به اینکه بعدش از دانشجو می‌پرسم از استادت چه توقعی داری؟ چرا فکر می‌کنی کمکی نمی‌کند؟ چرا فکر می‌کنی در سردرگمی خود رها شده‌ای؟ و پاسخ هایی که دریافت می‌کنم کاری ندارم، به این مسئله در نوشتاری دیگر خواهم پرداخت، اما اینجا به همان دانشجو کار دارم که چرا وابسته به استاد است؟

نظام آموزشی ما چقدر در زمینه سواد اطلاعاتی موفق بوده است؟ تا چه میزان فرزندان ما توان این را دارند که به یادگیرندگان مادام‌العمر تبدیل شوند؟ تا چه حد مهارت خودتنظیمی را در آنها رشد داده‌ایم؟ چرا به آنها خلاقیت و ساختن را آموزش نداده‌ایم که اگر تنها شدند خود بیافرینند نه اینکه از بقالی پایان‌نامه بخرند؟

استرس نوشتن پایان نامه

استرس پایان‌نامه آرامش نداشته‌ام را برهم می‌زند

در باب اضطراب آکادمیک و اضطراب پژوهش منابع بسیاری وجود دارد. چندی پیش این موضوع را پژوهیدم و خروجی آن را در قالب فایل‌های ویدئویی در کانال یوتیوب منتشر کردم. با توجه به اینکه این بحث جژء علایق پررنگم است باز هم به آن خواهم پرداخت و از دیدگاه شناختی آن را بررسی خواهم کرد.

اما یک پرسش از دوستانی که دلیل خرید پایان‌نامه را برهم خوردن آرامش می‌دانند می‌پرسم:

«مگر نه اینکه آرامش ما زمانی به هم می‌خورد که چیزی که باید در جای خود باشد، در جای خود نیست؟»

پس چرا حالا مسیری را داریم انتخاب می‌کنیم که استرس و اضطراب ما را افزون کند؟ لازم است در این مسیری که هستیم یکبار برای همیشه با ترس‌ها و کاستی‌های خود روبرو شویم، آنها را بپذیریم و برای اداره کردن آنها دنبال راه حل کاربردی باشیم.

راه‌حلی که هم عزت‌نفس ما پایمال نشود و هم در آینده وقتی به پشت سر نگاه می‌کنیم خیالمان راحت باشد که هر‌انچه در توانمان بود انجام دادیم.

برای ختم کلام به جمله نخستین این جستار باز می‌گردم:

«آیا ممکن است روزی یکی از فرزندانم را به کسی واگذار کنم که برایم بزرگ کند و پرورش دهد؟»

پژوهش ما که قرار است در قالب مقاله و پایان‌نامه متولد شود فرزندی است که در انتخاب مقطع تحصیلات تکمیلی پذیرفته‌ایم داشته باشیم. پس بر ماست که مسئولیت این انتخاب را بپذیریم و به دنبال راه حل مسئولانه باشیم. خرید پایان‌نامه راه حل مسئولانه نیست لذا همیشه در ناخودآگاه ما حسی بد نسبت به خودمان ایجاد می‌کند.

بارها در زندگی روزمره از مسائل اطرافمان گله‌مند هستیم. چرا کیفیت مواد غذایی ما اینچنین است؟ چرا ساختمان‌های ما فرو می‌ریزد؟ چرا در تامین بسیاری از مایحتاج ضروری خود وابسته‌ام؟ و پرسش‌های دیگر. پاسخی که به این پرسش‌ها می‌دهیم در نهایت به یک چیز ختم می‌شود:

هیچ‌کس آنجایی که باید باشد نیست و دیگران مسئولیت‌های خود را به خوبی انجام نمی‌دهند.

حال این سوال مطرح نمی‌شود که آیا همان دیگرانی که از آنها توقع مسئولیت‌پذیری داریم بهانه‌هایی برای فرار از این مسئولیت در نجاری بی‌برنامگی تراشیده‌اند؟ چرا وقتی خودمان ار بی مسئولیتی دیگران شکوه داریم، در همان مسیر گام می‌گذاریم؟ بیایید جاهایی همداستان نشویم.

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا